السيد الطباطبائي ( مترجم : همداني )

350

تفسير الميزان ( فارسي )

خودشان قيمت ندارند . پس اگر موقعيتى را كه طلا و نقره در اجتماع دارند ، و رلى را كه در حفظ قيمتها و سنجش نسبتها كه ميان اجناس و اموال هست به دقت در نظر بگيريم به خوبى روشن مىشود كه نقدين در حقيقت نمايش دهنده نسبتهايى است كه هر چيزى به چيزهاى ديگرى دارد ، و به همين خاطر كه نمايش دهنده نسبتها است و يا به عبارتى اصلا خود نسبتها است به همين جهت با بطلان و از اعتبار افتادن آن ، همه نسبتها باطل مىشود هم چنان كه ركود در آن مستلزم ركود در آنها است . و ما در دو جنگ جهانى اخير به چشم خود ديديم كه بطلان اعتبار پول در پاره اى از كشورها مانند منات در روسيه تزارى و مارك در آلمان چه بلاها و مصائبى ببار آورد و با سقوط ثروت چه اختلالى در حيات آن جوامع پديد آمد ، حال بايد دانست كه اندوختن و دفينه كردن پول و جلوگيرى از انتشار آن در ميان مردم عينا همين مفاسد و مصائب را ببار مىآورد . گفتار امام باقر ( ع ) هم كه در روايت گذشته فرمود : « خدا آنها را براى مصلحت خلق درست كرد تا بوسيله آن شؤون زندگى و خواسته هايشان تامين شود » اشاره به همين معنا است . آرى ، اندوختن و احتكار پول ، مساوى با لغويت ارزش اشياء و بى اثر گذاردن پولى است كه احتكار شده ، چون اگر احتكار و حبس نمىشد به قدر وسعش در زنده نگاه داشتن و بجريان انداختن معاملات و گرم كردن بازار در اجتماع اثر مىگذاشت ، و بى اثر كردن آن با تعطيل كردن بازار برابر است ، و معلوم است با ركود بازار حيات جامعه متوقف مىشود . البته اشتباه نشود ما نمىخواهيم بگوئيم پول را در صندوق و يا بانك و يا مخازن ديگرى كه براى اين كار درست شده نبايد گذاشت ، چون اين حرف با عقل سليم جور نمىآيد ، زيرا حفظ اموال قيمتى و نفيس و نگهدارى آن از تلف شدن از واجباتى است كه عقل آن را مستحسن شمرده ، و غريزه انسانى ، آدمى را به آن راهنمايى مىكند و آدمى را وامىدارد بر اينكه وقتى كه پول گردش خود را كرد و برگشت ، تا جريان ثانوى آن را در بانك و يا مخازن ديگرى حفظ كند ، و آن را از دستبرد ايادى غصب ، سرقت ، غارت و خيانت نگهدارى نمايد . بلكه مقصود ما اين است كه نبايد پول را در گنجينه حبس كرد و از جريانش در مجراى معاملات و اصلاح گوشه اى از شؤون زندگى و رفع حوايج ضرورى جامعه از قبيل سير كردن گرسنگان و سيراب ساختن تشنگان و پوشاندن برهنگان و سود بردن كاسبان و كارگران و زياد شدن خود آن سرمايه ، و معالجه بيماران و آزاد ساختن اسيران و نجات دادن بدهكاران و رفع